يادداشتهاي هستهي يك سلول انفرادي
يه چيزايي غير از انرژي هستهاي
«سمینار کالبد شکافی نشانه» بررسی وجوه نظری نشانه و کاربرد آن در گرافیک - چته؟ چرا
مي لرزي؟! - سـ سـ
سردمه... - بيا تو
بغلم... گرم مي شي؟ -
آره خوبه - پس چرا
مي لرزي هنوز؟ -
نمي
دونم... شايد از ترسه - ترس؟!
ترس از چي؟ - هوم...
خب از سرما - سرما...
سرما چيه؟ - چه مي
دونم. همونيه كه من ازش مي ترسم، اونقد كه بلرزم! - دستتو
بده به من... حالا اگه يه سوزن باشه كه فرو بره كف دستت، تو دردت مياد. درسته؟ - نه! دردم
نمياد. مي سوزه! - خب همون!
حالاانگشتمو ببين... مثل همون سوزنه ميذارمش كف دستت. مي سوزه؟ - نه! - چرا نه؟ - خب اين
كه سوزن نيست! - آهان...
پس سوزني كه نيست درد نداره. اهوم؟ - اهوم - حالا مي
دوني سرما چيه؟ - چيه؟ - سرما در
حقيقت نبودن گرماست. يعني اصلاً چيزي به اسم سرما وجود نداره! همش بود و نبود
گرماست. حالا از سرمايي كه اصلاً وجود نداره مي ترسي؟ اونم اونقد كه مي لرزي! - ... -
بهم بگو
ديگه از چي مي ترسي؟ - هوم...
از تاريكي - زكي!
تاريكي چيه؟! - تاريكي...؟ - نبودن
نوره! چيزي به اسم تاريكي هم اصلاً وجود نداره! اگه نور باشه روشنايي داريم اگه
نباشه روشنايي نداريم. تاريكي كجاشه؟ - ... - يه چيز
ديگه هم ميخواي بدوني؟ -
آره بگو -
ديگه نمي
لرزي! ------------------- سخته اما... ميشه باور كرد كه زمين از زمونه بيزاره كه تن سبز كوه جاي درخت زخمي كينههاي نيزاره... ------------------------- - نميدونم كي ميخواد تموم شه اين ترانه! - راجع به تغييرات قالب هنوز به نتيجهي دلخواهم نرسيدم. اگه يه ريزه وقت پيدا كنم قول ميدم اول سرمو بخارونم بعد اين قالبو درس كنم.قول ميدم! - گوش شيطون كر حالم خوبه. تو چطوري؟ سكوت مي كنم بر اين سوگ چهار ساله.... گرچه اين زخم عميق را اميد درمان -ديگر- نيست!

سخنران: نوید همراه
با حضور اساتید و دانشجویان دانشکده های سوره و انقلاب اسلامی
شنبه، 30 آبان 1288، ساعت 11 (همزمان با افتتاح نمایشگاه پوستر و آرم)
تهران، خ.آزادی، بین بهبودی و خوش، دانشکده سوره، نگارخانه آیه

آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي...
| Design By : Night Skin |

